بعضی از اشتباهاتمون نسبت به خدا ! چرا خداوند بعضی وقت ها دقیقه نودی می باشد؟

سلام دوست عزیز
سوال بالا، سوالی که قبلاً در ذهن من بود و شاید هنوز در ذهن بعضی از دوستان باشد به همین خاطر دوست داشتم آنرا با دوستان خوبم به اشتراک بزارم : من تا قبل از اشناییم با قانون همیشه از خداوند گله و شکایت میکردم و همیشه سوالهای زیادی توی ذهنم بود که خدایی که این همه دم از عدالت و مهربونیش میزنن کجاست .. پس چرا حرف دلم رو نمیشنوه…چرا من رو دوست نداره ؟؟؟چرا من رو توی همچین خانواده ای قرار داده…مگه من چه گناهی کردم؟؟؟ و کلی سوالهای این چنینی دیگه….که همه اینها هم به دلیل باورهای نادرستیه ک از بچگی به ما منتقل کردن…همه ما انسان ها در اعماق وجودمون دوست داریم به خدا مثل یه انسان نگاه کنیم یه انسانی که  قدرتمندترو مهربونتر و عظیم تره  که عواطف و احساسات داره  و به احساسات ما پاسخ میده و اگه گریه و زاری کنیم و با التماس خواسته هامون رو از خدا بخوایم خدا خواسته هامون رو اجابت میکنه و همین باور اشتباه به خدا باعث میشه وقتی که بااین کارا به خواستمون نرسیدم هزار و یک سوال برامون پیش بیاد و در حالت خوشبینانه به این باور برسیم و بگیم خب خدا ما رو دوست نداره..خدا برا ما نمیخواد…و در بیشتر موارد منکر خدا بشیم…..
ولی اصلا اینجوری نیس باید به این حقیقت پی ببریم که  خداوند یه انرژیه ،انرژی ای که تمام جهان رو بر اساس یه قوانین ثابت آفریده و اداره میکنه قوانینی که اگه هر کس در جهت اونا حرکت کنه خدا اون شخص رو به خواستش میرسونه…پس بر حسب باور و نوع ایمانی که ما به خداوند داریم نتایج متفاوتی میبینیم….
دوست خوبم ارامش خودت رو حفظ کن و اگاهیتو نسبت به خدا و قوانینش ببر بالا و روی باورهات کار کن برای این کار بهترین کار اینه که از قرآن و سایر کتاب های انگیزشی که گنجینه عظیمی هستن استفاده کنی و بارها ببینیدش تا درکتون نسبت به خدا بالا بره و خدایی رو بشناسید که سراسر عشق و محبت و مهربانیه که برای ««تمام»» بندگانش بهترینها رو میخواد اگه خودشون هم بخوان….
فقط باید ثابت قدم باشید و امیدتون رو از دست ندید  در ابتدای مسیر و هر بار که نجواهای شیطونی میخواست از این مسیر دورتون کنه خودتون را با کارهای مثبت و یا هر چیز دیگه ای سعی کنید احساستون رو خوب نگه دارید و مقاوم باشد و وقتی که  جدیتتون رو به خداوند نشون بدین خدا هم  هدایتش رو اشکارا بهتون ارزانی میکنه….

دوست عزیز اینی که میگم تجربه خودمه این که فکر میکنیم خدا خدای دقیقه نوده چون خودمون دقیقه نودی هستیم خودمون دقیقه نود خواستمونو خالصانه و با تمام وجود میخواییم، ترس ها و تردید هایی که در مورد خواسته هامون و ایمان به خدا داریم تنها موانع سر راهمون هستن
به نظرم اول خودتون رو کمی آروم کنید و بعد کم کم با تمرین و ممارست به جلو برید
اگه به خدا توکل کنید حتما کمکتون میکنه شاید نه به اون شکلی که شما انتظار دارید ولی به هر حال کمکتون میکنه
به قول بزرگان روانشناسی اول با خودتون در صلح باشید خودتون رو با تمام شرایطی که الان دارید بپذیرید و دوست داشته باشید این یه شرط اساسی واسه برآورده شدن خواسته هاتونه
بعد از اون افکار منفی که در مورد خدا دارید رو با افکار مثبت جایگزین کنید
همه این تمرین ها زمانبر هستن زود نا امید نشید قدم به قدم جلو برید به هر طریقی که میتونید احساستون رو خوب کنید با نماز خوندن، مراقبه، ذکر گفتن، ورزش کردن، برنامه ریزی واسه زندگی و….
میگن اگه بدونید فکر های ما چقدر قدرتمند هستن هرگز فکر منفی نمیکنید البته افکار منفی در هر صورت وارد ذهن ما میشن ولی بهش توجه نکنید و با توجهتون قدرتمندش نکنید
من شده گاهی حتی با نوشتن یه خواسته روی کاغذ بهش رسیدم گاهی هم خیلی طول کشیده، اونجاهایی که خیلی طول میکشه یعنی نقاطی که شما باید بیشتر روش کار کنید خواستتون تو اون مورد برآورده نمیشه تا به تجربیات بهتر دست پیدا کنید
و اینو همیشه مد نظر داشته باشید با کینه عداوت و حس بد نه میتونید با هیچ انسانی و نه با خدا ارتباط برقرار کنید، راهش فقط خضوع، اراده، ایمان، تعهد و از همه مهمتر محبته
پس یه تصمیم جدی واسه خودسازی بگیرید به خدا توکل کنید خودتون رو با کس دیگه ای مقایسه نکنید توقع بیش از حد از خودتون نداشته باشید چون ارتعاش پله پله بالا میره

ار جملات تاکیدی هم راجب خدا استفاده کنید خیلی کمکتون میکنه برای مثال:
۱-خداوند همیشه و در همه حال مراقبه منه و من رو به خواستم نزدیک میکنه
۲-من هر چی که از خدا بخوام خیلی سریع بهم جواب میده
۳-من به وسیه خداوند هدایت و محافظت میشوم
۴-خدا بیشتر از من میخواهد که به خواسته هام برسم
۵-تنها منبع قدرت و ثروت و نعمت خداونده ومن تنها به خداوند تکیه میکنم ….

به امید بهروزی شما در زندگی

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *